دوچرخه بازی

بازي با توقة دوچرخه<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

طوقه هاي خراب و تابدار و از رده خارج شدة دوچرخه و موتور از جمله وسايل بسيار مورد علاقة بچه ها و نوجوانان بود .

 از اين وسيله  براي بازي استفاده ميكردند و براي بكار گيري آن كافي بود تا يك تكه چوب صاف داشته باشند و چوب را در شيار طوقه قرار داده و آنرا بسمت جلو هل مي دادند ، طوقه بر روي زمين مي غلتيد و مي چرخيد و راه ميرفت و ما خيال ميكرديم كه داراي دوچرخه ، موتور و يا ماشين شده ايم .

مثلاً وقتي مادرمان مي گفت كه به منزل يكي از بستگان رفته و پيغامي را بدهيم و يا چيزي گرفته و بياوريم ، مي گفتيم كه بدون برداشتن ماشين نميروم و يا من پياده نميروم ، پس بگذار اقلاً ماشينم را بردارم و با ماشينم بروم .

در حاليكه با وجود همراه برداشتن طوقه هم در تمام مدت بايد در طول كوچه مي دويديم و تازه بخشي از حواس خود را هم بر روي طوقه و هدايت آن متمركز مي كرديم ولي هرچي كه بود دلمان به اين خوش بود .

بازي با طاير دوچرخه

طايرهاي سوراخ و صاف شده و از رده خارج شدة دوچرخه و بعداً موتورها طرفداران زيادي داشت و بهمين دليل هم خيلي كم گير مي آمد .

 هر بچه اي كه يك طاير پيدا ميكرد آنرا مثل جان عزيز ميداشت و بعنوان ماشين يا دوچرخة شخصي و يك گنج و ثروت مهم قلمداد مي نمود .

نحوة استفاده از اين طاير ها به اين شكل بود كه با استفاده از مفتول يك قلاب دسته بلند بطول نيم متر درست ميكردند و در حاليكه دستة قلاب را بدست داشتند قسمت انتهايي آنرا كه بشكل حلقه و دهانة داس خم كرده بودند با محيط طاير مماس كرده و آنرا رو به جلو هل ميدادند و به اين ترتيب طاير كه بر روي زمين قرار داشت با نيروي كمانه قلاب راه مي افتاد و به سمت جلو مي چرخيد و كم كم در اثر تداوم نيروي وارده سرعت مي گرفت و راننده هم كه بدنبالش مي دويد .

گاهي اوقات اين وسيلة نقلية بچگانه را به دوستان و بچه محل ها قرض مي دادند . در مواردي كه به مفتول آهني دسترسي نداشتند تا با خم كردن آن قلاب درست كنند از يك تكه چوب استفاده ميكردند و در حاليكه خود مي دويدند با چوب به طاير چرخان ضرباتي مي زدند و آنرا به سمت و جهات خاصي هدايت ميكردند .

 ماشين شبه فورقون

بچه ها پس از تعطيلي مدارس و در فصل تابستان با استفاده از چوب و تخته و يك چرخ گهواره اي چيزي نوعي ماشين تك چرخ درست ميكردند و براي اينكه قابليت كاربري آنرا بالا ببرند يك جعبة گوجه فرنگي چوبي هم بر روي آن ميخكوب ميكردند تا وسيله اي شبيه فورقون بسازند . حالا ديگر تقريباً ماشين شخصي آماده بود و صاحبش ميتوانست انواع چيزها را با آن حمل كند و حتي از باغ هم انگور يا ميوه بياورد و يا برادر و خواهر كوچكتر يا دوستش را هم سوار كرده و كمي او را با ماشينش راه ببرد .

سيزلر ساغ اولون

/ 1 نظر / 7 بازدید
مریم

همشهری لر گولاخ آسین مهرعليزاده نين وبلاگی گلدی. تزولون باخين نه خبردی.