چهره هاي ماندگار و نامدار كميجان

فخرالدين عراقي

شاعر عارف شيخ فخرالدين ابراهيم بن بزرگمهر بن عبدالغفار همداني در سال 610 ه. ق  دركميجان ديده به جهان گشود.

او پس از تكميل آموزش قرآن ، براي ادامة تحصيل به همدان رفته و در آنجا كسب علم و دانش نموده و در هفده سالگي به مرحلة تعليم و تدريس رسيده و در نتيجه تا سال 621 در همدان بوده است .

اشعار و آثار او از قبيل قصايد ، مقطعات ، تركيبات ، ترجيعات ، غزليات ، رباعيات ، عشاق نامه ، لمعات و اصطلاحات تصوفي وي را مرحوم سعيد نفيسي گردآوري نموده است .

عراقي  در هشتم ذيقعدة سال 688 ه . ق در شهر دمشق درگذشته است .

شيخ شهاب الدين عراقی

 شيخ شهاب الدين محمدبن موسی العراقی البزچلويی ملقب به شهاب الدين از عرفاء و دانشمندان اوايل قرن چهاردهم هجری ، که بيشتر در بلده کرمانشاه بسر می برده است .

آدور بادور

عزيزالله خان يكي از سرداران ايل برچلو و بزچلو بود كه در جنگ سرنوشت ساز شاه اسماعيل با ازبكان ، شهامت و شجاعت از خود بروز داد و در اثر از خودگذشتگي او ، شيبك خان ازبك كشته شد و او سرش را بر پاي شاه اسماعيل افكند ، شاه اسماعيل به پاس اين خدمت باو لقب آدور بهادور و منطقة كميجان را بخشيد .

عزيزالله خان آدوربادور را پس از مرگ در جايي دفن كردند و مقبرة او مورد احترام و مراجعه و زيارت مردم بود ولي محل قبر وي بعداً در ميان باغ مرحوم حاج اسد يزدي قرار گرفت و محصور گرديد و از دسترس مردم دور شد .

ابراهيم خان عاصم السلطنه

 يكي از نوادگان نسل هاي بعدي آدور بادور و فرزند محمدتقي خان ميرپنج بود كه بزرگ خاندان بهادري ها بود و مدتها به ولايت و فرمانداري شهرستان ملاير منصوب شده بود. در زمان وي كميجان منطقه بيگ نشين و بيگلر بيگي بود و بخشي از سپاه و قشون مورد نياز حكومت را براي اعزام به صفحات جنوبي و غربي كشور را تأمين مي نمود .

ميرزا اصغر رجيل

فرزند ملا عبدالله و از وابستگان خانواده هاي رشيدي بود كه در كميجان بدنيا آمد و در دوران نوجواني به تهران رفت و گذرش بدربار ناصرالدينشاه قاجار افتاد و مدتها به تعزيه خواني و خوانندگي در دربار پرداخت . وي از محل درآمدهاي خود از راه خوانندگي ، تعداد زيادي ابنيه و ساختمان عام المنفعه ساخته و از خود بيادگار گذاشته است . ميرزا اصغر از خود فرزندي نداشت و او را پس از فوت در كميجان مدفون كردند .

حاج آقاجان

از بزرگان عيسي آباد بود كه جد اعلاي خانواده هاي آقاجاني و جاويدراد بوده است . از قراري كه روايت مي كنند او فرد بسيار جدي و حق طلبي بود و در مواردي كه شاهد ظلمي از سوي خوانين و اربابان در حق مردم بود سكوت نميكرد و مردم را به اعتراض و حق طلبي فراميخواند و عوامل اراب و فئودالها از او حساب مي بردند .

ملافرج

مرحوم ملافرج از افراد خيري بود كه در بيش از يكصدسال قبل در كميجان اقدام به ساختن حمام بزرگ و مسجد جامع كميجان نمود و آن دو بناي باشكوه قديمي كه متأسفانه براي تجديد بنا و توسعه در ساليان اخير تخريب و بازسازي گرديد ، بنام وي مشهور بودند .

 ابراهيم سلطاني

فرزند حسين سلطاني و به ابراهيم شهربان معروف بود ، او فردي كوشا و پيگير و پرتلاش بودو كلية مسائل عام المنفعه را پيگيري ميكرد . اگرچه در گذشته يك آسياب موتوري گازوئيلي داير كرده و گندمهاي مردم را آرد ميكرد و بعداً نيز با خريد اتوبوس بوسيلة خود و فرزندانش به امور حمل و نقل مسافر مردم كميجان خدمت نمود ، ولي خدمات زيادي در رابطه با پيگيري امورآب و برق و راه و تلفن و مخابرات كميجان ، در ادارات و سازمانهاي دولتي اراك و تهران انجام داده است .

 منوچهرخان پزشكي

فرزند دكتر حمزه علي بود و پدرش از كساني بود كه به امور طبابت مي پرداخت ، علت معروفيت منوچهرخان و ذكر نام او در رديف نامآوران خطة كميجان ، براي خدماتي است كه در رابطه با تأسيس و گسترش آموزش و پرورش كميجان و امر فرهنگ انجام داده است .

آشيخ عبدالنبي عراقي

آيت الله شيخ عبدالنبي عراقي در 27 رجب 1308 هجري قمري در وفس بدنيا آمد .

 او يكي از اساتيد بزرگ پنجاه سال پيش حوزة علميه  و از مفاخر عالم اسلام و تشيع و استوانه هاي علم و فقاهت بود .

وي مقدمات را در حوزة اراك فراگرفته و دو سال در قم به تحصيل پرداخته و پس به اراك مراجعت و مدت چهارسال تحصيل سطوح نموده و دو سال از محضر مرحوم ايت الله آقا نورالدين سود برده و درسال 1327 ه ق براي تكميل معلومات خود عازم نجف گرديد .

در كلاسهاي درس آقاي آخوند ، علامة يزدي ، آقا ضياء عراقي ، آشيخ علي قوچاني و آشيخ مهدي مازندراني و درس فقه آيت الله شريعت و ميرزاي نائيني شركت نموده و در اواخر جنگ جهاني اول به ايران مراجعت و پس از اقامت كوتاهي در اراك دوباره به نجف عزيمت نموده است .

مرحوم آشيخ عبدالنبي عراقي داراي 65 جلد تأليفات است كه اسامي كتب چاپ شدة ايشان در انتهاي كتاب انيس المقلدين چاپ شده است .

مرحوم مبرور شيخ الفقهاء والمجتهدين جامع المعقول و المنقول ، حاج شيخ عبدالنبي عراقي از مجتهدين و مراجع عاليقدر بوده است كه پس از سالها خدمت به جامعة علم و فقاهت سرانجام در سال 1362 ه ق در بيمارستان فيروزآبادي بدرود حيات گفته و در قم در جنب مقبرة مرحوم آيت الله حائري يزدي مدفون گرديد .

 آقاي حاج زين العابدين مليحي همداني

حاج شيخ زين العابدين مليحي از روحانيون اهل همدان بود كه قبل از سال 1340 براي ارشاد مردم به كميجان آند و همزمان در دو مسجد از مساجد كميجان و عيسي آباد به روضه خواني و ارشاد و راهنمايي مردم پرداخت .

زماني كه اين روحاني شريف (حاج آقا مليحي )براي ارشاد مردم به كميجان دعوت شده بود ايشان

تا ابتداي ورودي كميجان آمده و آنجا توقف نموده و اخطار كرده بود :

 

 “ تا زماني كه كليه سازها و دهل ها و ساير اسباب لهو و لعب را در بيرون كميجان و در جلوي پايم آتش نزنيد ، پا به كميجان نخواهم گذاشت “ .

مردم هم بنا به تشويق و ترغيب و تهديد بزرگان محلي تبعيت نموده و لوازم خود را در نزديك قلعه بر روي هم ريخته و شكسته و آتش زدند و آن روحاني محترم به اين ترتيب باعث نابودي لوازم و اسباب باصطلاح لهو ولعب و موسيقي محلي شده بود .

بعد از حادثه جريان شديد سيل در راه همدان بود كه حاج آقا زين العابدين مليحي ( رحمه الله عليه ) باني خير شد و پيشقدم گرديد و با جمع آوري كمكهاي مردمي ، پلي بر روي رودخانه قره چاي در محل تقاطع با جاده كميجان - همدان احداث گرديد .

 حاج محمدحسين افشار در معيت آن روحاني محترم به مجالس مختلف مي رفت .

مليحي ها دو برادر بودند و خدا به هر دو خير كثير و اجر آخرت بدهد و رحمتشان نمايد ، البته مردم محلة سراب هم براي گراميداشت ياد و خاطره آنمرحوم ، نام مسجد محله را پس از نوسازي و تجديد بنا ، بنام مسجد امام زين العابدين نامگذاري كردند .

سيد حبيب الله و سيد مهدي ابهري 

ايندو تن كه از مشاهير علماي عصر و با شيخ عبدالكريم حائري معاصر بودند ، مانند گوهري در خرابه مانده و كسي از غنيمت وجود معنوي آنان باخبر نبود  . روايت مي كنند كه يكي از اهالي كميجان براي حلال كردن مال خود و انجام وقف و ساير امور ديني به محضر آيت الله شيخ عبدالكريم حائري بنيانگذار حوزة علمية قم رسيده بود و وقتي شيخ پي به مكان و محل زندگي او برده بود ، با كمال تحكم گفته بود : براي چه اينهمه راه را آمده اي و چرا در همانجا به حضور آقاي ابهري نرفته اي ؟

 آقاي حاج محمد شماعي همداني

اين روحاني فعال و انقلابي از شاگردان حضرت امام خميني بود كه از سالهاي آغازين قيام و 1340 به كميجان آمده و با راهنماييها و ارشادات خود ، خدمات زيادي به آگاهي دادن و اطلاع رساني نهضت اسلامي انجام داد . وي از پايدار ترين روحانيوني است كه طي 40 سال مداومت و رفت و آمد مداوم مردم را با اساس نهضت امام خميني آشنا كرد و پس از پيروزي انقلاب و تأسيس نماز جمعه در كميجان به امامت جمعه منصوب گرديد .

دكتر لقماني

از خانواده هاي لقماني هاي اراك بودند كه عموماً در امر طبابت استاد بودند ، وي پس از مشغول شدن در درمانگاه كميجان با خواهر عابدين خان ازدواج كرد و مدت سي سال در كميجان ماندگار شد و به بيماريهاي منطقه اي و حتي خانوادگي و موروثي آشنا شد و در امر طبابت استادي مسلم گرديد . بعد از سال 1350 دكتر لقماني ادامة خدمت خود را در بيمارستان وليعصر اراك بدست گرفت و پس از فوت در همانشهر مدفون گرديد .

عيسي خان بهادري

مرحوم عيسي خان بهادري فرزند علي بزرگ از فرزندان ابراهيم خان عاصم السلطنه بود كه پس از ساختن باغ بزرگي بنام عليخان باغي در دشت كميجان ، چون با برادرانش اختلاف عقيده داشت به روستاي آقچه كهريز رفت و قلعة آنجا را ساخت و پسرش عيسي خان بود .

عيسي خان نيز افكاري وراي افكار و ذهنيات برادران و عموها و عموزاده ها داشت و بيش از هر چيز به هنر و ادب مي انديشيد و در جواني به اصفهان رفت و در محضر استاد كمال الملك نقاشي آموخت و خود در اين رشته به استادي رسيد . او در نقاشي نقش هاي اسليمي مساجد اصفهان به عاليترين درجه رسيد و آثارش در موزه هاي بزرگ دنيا بيادگار مانده است .

دكتر اكبرخان بهادري

فرزند مرحوم عيسي خان بهادري و زادة آقچه كهريز بود . او پس از اتمام تحصيلات در ژاندرمري استخدام گرديد و به درجات نظامي هم رسيد . دكتر اكبرخان در طول عمر خود تعدادي بيمارستان در تهران و اراك تأسيس كرد كه مهم ترين آن بيمارستان قدس اراك است .

وي پايه گذار بيمارستان بقيه الله الاعظم بوده است و در دورة بيست و چهارم از سوي مردم اراك به مجلس راه يافت . دكتر بهادري پس از انقلاب در اثر سعايت بدخواهان دستگير و زنداني و در حاليكه قرار بود روز بعد آزاد شود ، شبانه اعدام گرديد .

دكتر جهانشالو

از دانشجويان خوب رشتة رياضي كه در اين رشته مدارج خوبي كسب نمود و به معروفيت ملي رسيد . او متولد سمقاور بود و در حال حاضر علاوه بر تدريس در دانشگاه تربيت معلم مسئوليت معاونت اين دانشگاه را نيز به عهده دارد .

 دكتر ناصرمحمد خواه

فرزند مرحوم خليل الله محمدخواه بود كه در جواني تعزيه خوان بود و در نقش ابن سعد ايفاي نقش مينمود . دكتر محمد خواه اولين دانشجوي كميجاني در دانشگاه تهران بود و پس از قبولي او بود كه راه كميجانيها به دانشگاه تهران باز شد و آقاي دكتر اكبركميجاني و بنده با دوسال تأخير بدنبال ايشان وارد دانشگاه تهران شديم .

دكتر محمد خواه كه از دانشجويان انقلابي مخالف رژيم بود و مدت شش ماه نيز در زندانهاي مخوف رژيم شاه زنداني بود ، در رشتة پزشكي درس خواند و پس از فارغ التحصيلي در رشتة جراحي هاي پلاستيك و ترميمي تخصص گرفت و خدمات زيادي در سالهاي جنگ تحميلي به رزمندگان و مجروحين جنگ تحميلي نمود كه در هيچ جا ذكر ننمود و از اينكه در اينجا ذكر ميكنم ، پيشاپيش از حضور ايشان عذرخواهي ميكنم .

دكتر اكبركميجاني

فرزند صمد كميجاني كه در سال 1351 وارد دانشگاه تهران گرديد و در رشتة علوم اجتماعي و تعاون تحصيل كرد ، وي پس از فراغت دورة ليسانس ، با استفاده از بورسية شاگرد اولي ، براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت و در رشته هاي    بدرجات كارشناسي ارشد و دكترا نايل آمد . دكتر كميجاني پس از مراجعت به وطن در دانشكدة اقتصاد به تدريس مشغول گرديد و همزمان پست معاونت اقتصادي بانك مركزي را نيز در سال عهده دار گرديد .

 آقاي علي حسني

فرزند حاج ابوالفضل حسني كه در سال  بدنيا آمد و براي ادامة تحصيل به اراك رفت . پس از فراغت از تحصيل در دانشگاه اراك به تدريس پرداخت و سپس پست مديريت آن دانشگاه را بعهده گرفت . در سال 1376 به عنوان فرماندار شهرستان اراك برگزيده شد و در سال 1380 بعنوان نمايندة مردم شهرستان اراك در دورة ششم مجلس شوراي اسلامي انتخاب و رأي اعتماد گرفت . وي ساكت ترين و آرام ترين نمايندة دورة ششم است و بعيد نيست كه برندة كاپ اخلاق در مجلس گردد .

 آقاي حاج شیخ علي اصغر كميجاني

فرزند مرحوم قيه محمد كميجاني بود و ايشان در سال             در كميجان بدنيا آمده و پس از تحصيلات ابتدايي در كميجان ، براي تداوم تحصيل به شهرستان قم و حوزة علمية     اعزام گرديد و در سال    پس از فراغت از تحصيلات حوزوي و كسب جواز منبر و ارشاد به كميجان مراجعت و به امر ارشاد مردم پرداخت .

 او در جلب كمكهاي مادي و معنوي و بسيج مردم براي ساخت حسينية امام خميني سراب كميجان و مسجد كهنه قلعه نقش مؤثر و بسزايي داشته است .

 برادرش احمد كميجاني كه از درجه داران باسابقه و صديق ژاندارمري بود ، در سال 66 در مناطق غرب كشور در درگيري با عوامل ضدانقلاب به درجة رفيع شهادت رسيد .

حاج سليمان اناري

فرزند مرحوم حاج محمود اناري بود كه از كودكي به شهر تهران رفته و در اثر كار و تلاش در طول ساليان دراز كار و زندگي در تهران ثروتي گرد آورده بود و از آنجا كه ثروتهاي مادي اين جهاني را فاني ميدانست با استفاده از امكانات مالي خود يك باب بيمارستان در كميجان احداث نموده و آنرا براي بهداشت مردم كميجان  و نواحي تابعه وقف نمود .

خدا به خود و رفتگانش اجر و ثواب آخرت عطا فرمايد .

محمد كميجاني ( جاويدراد)

پايان

كتاب سيماي اراك                              محمدرضا محتاط

كتاب نامداران اراك                              محمدرضا محتاط

كتاب مجموعة راهنماي جامع جهانگردي استان مركزي -  

                                    حسن زنده دل -نشر ايرانگردان

كتاب مقدمه اي بر تاريخ كميجان               بقلم نگارنده

مصاحبه هاي حضوري با حاج مسيب جاويدراد

مصاحبه هاي حضوري با آقای قاسم  جاويدراد

 

 

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 179 بازدید
همشهري

آقاي قاسم جاويد از جناب آقاي دكتر مهدي عربي هم مطلبي بگذاريد بهتر ه. تعجب مي كنم از شما كه!!