ساختمانها و ابنية قديمي

در جزوة قبلي با عنوان تاريخ كميجان به بخشي از ساختمانها و ابنية تاريخي و قديمي اشاره كرده بودم ، اما در فاصلة تنظيم مطالب جزوة حاضر به مستحدثات و ابنية قديمي ديگري وقوف پيدا كردم كه بد نيست بدانها نيز اشاره شود .

نقاره خانه

در محل خانة فعلي اوستا رمض و اوستا غلامرضا نجار يك ساختمان نقاره خانه وجود داشت .

تونل ها و پناهگاهها

در زير زمينها و خانه هاي كميجان به موارد زيادي از تونل هاي زيرزميني بدون آب و يا قنوات مخروبه و متروكة آبدار برخورد ميشود كه صاحبان خانه هيچ اطلاعي از علت وجودي آنها ندارند و اين ممكن است دو حالت داشته باشد كه ذيلاً توضيح ميدهم .

تونل هاي زيرزميني و بي آب ، در واقع همان پناهگاههايي هستند كه در دوران هجوم قبايل خونخوار و مهاجم مغول حفركرده اند تا زنها و كودكان در درون آنها مخفي شوند ، دنبالة اين تونلها در زير خانه هاي ورثة مرحوم حسن اسلامعلي و مرحوم مشهدي سليمان بهبودي قابل پيگيري است .

تونلها و قنوات آبدار متروكه و مخروبه نيز آن بخش از قنوات باستاني است كه پس از محاصره شدن كميجان بوسيلة سپاهيان مهاجم و حصاري شدن مردم در داخل قلعه( كهنه قلعه) ، مدافعين از داخل نقب قنات را مي بستند تا مهاجمين نتوانند بداخل قلعه نفوذ كنند و مهاجمين نيز از بيرون قلعه ميله ها و كورة قنات را تخريب ميكردند تا مردم دچار بي آبي شوند و دست از دفاع بردارند و تسليم شوند .

متأسفانه هيچ سابقة مكتوبي از حمله و دفاع هاي مكرر مردم ، كه گوشه گوشة شهر حكايت از آن دارد ، باقي نمانده است .

جادارد اداره كل ميراث فرهنگي استان مركزي نسبت به حفاري مطالعاتي و شناسايي سوابق باستاني زندگي و دفاع اين مردم اقدام نمايد .

در عصر حاضر تعدادي از افراد به كار مقني گري ميپرداختند و در اينكار مهارتي داشتند و در تمام چاهها و قنوات كميجان ميتوان رد كلنگ هاي نوك تيز آنان را جستجو كرد . اسامي تعدادي از آنان عبارتند از : سيف الله و عزت فتح آبادي ، عباسقلي و مسيب الفي ، محمد نصير و ظفر كميجاني ، سبزعلي و رضاعلي ، اوستا حسين عيسي آبادي و ... . خدا به همة آنان رحمت و نعمت عطا فرمايد .

كانالهاي آبرساني قديمي

اولين منابع آبي كه توسط ساكنين قديمي و باستاني كميجان شناسايي شده و از نظر كيفي آب بسيار قابل توجه و مطمئني بوده ، آب چشمه سارهاي واقع در دامنة كوه قلينجه و كلاتة بيدستان (ويستان) بوده است و شواهد موجود نشان ميدهد كه ساكنين اوليه كه گويا در قلعه اي در بالاي تپة چهرگزي مي زيسته اند ، آب چشمه سارهاي آنجا را با استفاده از يك سيستم اساسي آبرساني بوسيلة لوله هاي سفالي ( معروف به گنگ به ضم گ اول و سكون ن و گ دوم مثل جنگ) به محلي كه سكونت داشتند منتقل كرده بودند .

يكي از خواص سفال آنست كه بخشي از آب از جدارة آن به بيرون تراوش مي كند و اين خاصيت در گنگ هاي سفالي نيز وجود داشته است و چون در عمق كمي از سطح زمين دفن شده بود ، نشت آب آن موجب مي شد كه در راستاي همان مسير خط انتقال ، بر روي زمين خارشتر و گياهان خودروي صحرايي بيشتري سبز شود .

مردم ميگويند در فصل پاييز كه گياهان خودروي يكساله خشك شده و از بين ميروند ، بدليل وجود نشت آب گنگ مزبور ، گياهان آن مسير سبز و خرم باقي ميماند و از روي همان ميتوان به مسير گنگ پي برد و آنرا شناسايي نمود .

بنا به اظهار اهالي مبداء آب ويستان و مقصد آن چهرگزي بوده است .

اخيراً در جريان حفاري و كارهاي ساختماني در منزل يكي از ساكنان محلة بالاي بازار و حوالي حمام آن محله ، در عمق نيم متري به يك لوله گنگ آبرساني برخورد كردند كه جريان آب بسيار خنكي از داخل آن عبور ميكرد و در جهت شمال به جنوب كشيده شده بود .

دماي آب و خنكي آن حاكي از آن بود كه ربطي به آب قنات و زهاب هاي بالادست ندارد و احتمالاً از يك منشاء و مبداء چشمه اي با اصالت برفابي منشاء ميگرفته است .

وجود همين لوله هاي سفالي باستاني (گونگ ) حاكي از مرسوم بودن صنعت كوزه گري و سفال سازي از عهد باستان در اين منطقه ميباشد كه متأسفانه در اثر سياستگذاري نادرست بمرور متروك شد .

جهت خط لولة مذكور ميتواند حاكي از انتقال آب از چشمه هاي دوردست شمالي كميجان به يكي از قلاع باستاني كميجان بوده باشد كه متأسفانه در اثر بي توجهي سازمان ميراث فرهنگي و حرص و آز برخي ازمردم تخريب شدند .

/ 0 نظر / 31 بازدید