آداب و رسوم ازدواج

 

آداب و رسوم ازدواج

از قديم الايام در كميجان كه يكي از شهرهاي استان مركزي است ، براي انجام ازدواج جوانان رسم و رسوماتي وجود داشته است كه در حال حاضر ، برخي از آنها كاملاً از دور خارج و فراموش شده است ولي برخي را هنوزهم مردم آن ناحيه رعايت ميكنند و مراسم خود را مطابق همان رسم و رسوم قديم اجرا مي كنند .

بطور كلي ازدواج شامل مراحل مختلفي است كه مجموعة مراحل آن مثل ساير نقاط كشور است ولي هر مرحله داراي ويژگيهاي محلي است كه آنرا از ساير نقاط جدا مي كند .

ازدواج جوانان شامل مراحل شناسايي ، ايلچي پنهان ، ايلچي آشكار ، شيريني خوران ، نامزدكردن ( نيشان قويماخ ) ، عقد ( كه بين كسماخ ، با فتح كاف ) و عروسي بود و در حال حاضر نيز به همين شيوه عمل مي كنند ولي در هر مرحله ممكن است بخشي از رسومات قديمي را رعايت نكنند .

شناسايي

ديدن وآشنا شدن و پسند كردن طرف مقابل براي ازدواج ، از ناحية مردان جوان صورت ميگرفت و براي اينكار جاهاي مختلفي ممكن بود مورد استفاده قرار گيرد .

كنار نهر و مظهر قنات درحاليكه دختر مورد نظر مشغول شستن ظرف و لباس و غيره بود .

در كوچه و خيابان و زمانيكه دختر مورد نظر كوزه اي آب بر پشت و يا طشتي ظرف و لباس برروي سرگذاشته و از سر قنات به سمت منزلش مي رفت .

كنار چالة قاچ چاقان(باتشديد چ خوانده ميشود) كه كوره چاه ريزش كردة قناتي بود كه به حالت يك قيف بزرگ طبيعي درآمده بود و دختران و پسران جوان روزهاي سيزده بدر به آنجا مي آمدند و در اطراف آن قيف و برروي ديواره هاي شيبدار آن با سرعت تمام ميدويدند ، نيز يكي از مكانهاي مناسب ديدن و پسنديدن همديگر بود .

كنار چالة ديبك زني هم كه جوانها براي ديبك زدن و كوبيدن بلغور گرد هم مي آمدند مكان مناسبي براي انتخاب و همسرگزيني بود .

 

همكلامي (دانوشماق)

بعد از پسند كردن و انتخاب دختر مورد نظر، به نوعي به او اظهار علاقه ميكردند و در صورتي كه اشاره اي مبني بر موافقت دريافت ميشد ، از طريق يكي از خانم هاي جوان فاميل برنامه اي ترتيب داده مي شد تا دختر به محلي كه پسر هم در آنجا مشغول كاري بود دعوت شود و در اين ديدار و برنامة مثلاً اتفاقي آندو چند كلمه با يكديگر صحبت ميكردند .

و سپس ماجرا براي مادر و پدر و ديگران آشكار ميشد ولي بمنظور احتياط و اطلاع از نقطه نظر خانوادة دختر ، ابتدا يك نفر از افراد غير فاميل و يا فاميل دور را به پيش پدر دختر مي فرستادند و موضوع را مطرح و بعد از يكي دو روز او نظر خود و دختر و همسرش را در يك كلام اعلام و براي خواستگاري رسمي به بستگان پسر اجازه ميداد .

ايلچي ليك

خانوادة داماد پس از كسب اجازه از پدر عروس ، زماني را با توافق طرفين براي خواستگاري رسمي تعيين كرده و براي آن جلسه دايي و عمو و برادر بزرگ داماد را هم به همراه زنهايشان دعوت ميكردند و با همراه بردن كله قند و شيريني و يك تكه پارچة لباسي و چادر و يك عدد انگشتر به منزل پدر عروس مي رفتند .

.در منزل عروس نيز دايي و عموي عروس بهمراه زن هايشان دعوت شده اند و پس از پذيرايي از مهمانان و شنيدن صحبت ها و اعلام موافقت ، در زمينة كابين عروس و شيربها شروع به بحث ميكردند و معمولاً پدر داماد يك قطعه زمين يا باغ يا چند رأس گوسفند به پشت قبالة عروس انداخته و كابين را تعيين ميكردند .

 شام طايفه اي (طايفا شامه) بعد از قطعي شدن موضوع ازدواج دونفر و رد بدل شدن قول و قرار هاي مردانه و مبادله حلقه و چادر و روسري و البسه تعدادي از بزرگان فاميل داماد را به منزل عروس دعوت ميكنند تا ضمن آشنايي با بزرگان فاميل عروس ، يك شب شام را در كنار همديگر باشند و در اين جلسه كه به اصطلاح محلي به طايفا شامه معروف است از هر دري سخني گفته مي شود و معمولاً بستگان عروس از وضع و كار و بار داماد و امكاناتش سئوال مي كنند و اين سئوالها فقط جنبة استطلاعي دارد و تأثيري در اصل قطعي شدة ازدواج ندارد و بيشتر جنبة رسميت دادن به ازدواج آندو مي باشد .

نشان كردن (نيشان قويماخ)

دادن همان چادر و انگشتر و شيريني و كله قند اوليه در شب خواستگاري ، براي نشان كردن يك دختر براي پسري كه او را براي همسري انتخاب كرده كفايت ميكند .

چونكه هنوز صبح نشده تمام اهل محل از دوست و آشنا و غريبه خبر از ماجرا پيدا مي كنند ولي براي ايجاد يك مجلس شادي و شادماني و همچنين ديدن عروس خانم توسط ساير بستگان و آشنايي بيشتردو فاميل با همديگر مراسم نامزدي برگزار مي كنند و در آن مجلس نيز داماديك سري زينت آلات و حلقة طلا به عروس خانم هديه ميدهد .

بوته و هيزم عروسي (توي وره گه )

مهمترين موادي كه براي سوزاندن و طبخ غذاي عروسي بود بوتة وحشي ورك بود و چند روز يا هفته قبل از عروسي پدر و خانوادة داماد عده اي از جوانهاي دوست و فاميل را براي تهيه و تأمين سوخت عروسي ( توي وه ره گي ) دعوت ميكردند . هريك از جوانان با اسباب و ادوات كامل در اين مراسم حاضر مي شد و در حاليكه ميزبان انواع لوازم مورد نياز صبحانة آنها را با خود برداشته بود ، حركت دسته جمعي مثل يك مسابقة اسب سواري آغاز مي شد .

پس از تعيين بيابان مورد نظر و صدور دستور حركت ، جوانان با الاغ هايشان در اين مسابقه با علاقمندي شركت ميكردند و تا ميزبان بخود بجنبد و خود را به محل قرار در بيابان برساند هر يك از جوانها ، پشته اي بوته كنده و هيزم گردآورده بودند .

آنها طبق قرار هر يك سعي ميكردند با كندن و جمع كردن و بسته بندي مقدار ورك بيشتر برندة اين مسابقه باشد . هركس زودتر از ديگران موفق به بستن بار و بارگيري و رساندن بستة بار بوته و هيزم (سار ورگ ) به منزل داماد ميگرديد ، برندة مسابقه بود و از دست پدر يا مادر داماد يك جفت جوراب يا دستكش يا شال و يا كلاه پشمي دستباف دريافت ميكرد .

آن شب تمام افراد و جوانان شركت كننده در مسابقة “ توي ورگي “ در منزل داماد مهمان بودند و پس ازصرف شام به نقل و آواز خواني و رقص و پايكوبي مي پرداختند .

دعوت به عروسي(تويا چاقورماخ)

براي دعوت به عروسي ، يكي از بزرگان و بستگان داماد با همراه بردن يك كله قند و مقداري كشمش و يا ساير انواع شيريني به منزل دوستان و اقامت يك روزه و يا بيشتر در آنجا ، آنان را براي شركت در عروسي دعوت ميكرد و سپس ضمن تأكيد بر دعوتش از آنها خداحافظي ميكرد .

كسي كه به اين ترتيب به عروسي دعوت شده بود در روز موعود ، الاغها را آماده كرده و برروي آنها پتو و پوشش هاي زيبا انداخته وضمن راه انداختن اهل و عيال خود آنها را بر الاغها سوار ميكرد و علاوه بر آن يك گوسفند پرواري هم پيش انداخته و در حاليكه يك بار هم از محصول خودش از قبيل گندم ، جو ، لوبيا و غيره را بر يك الاغ بار كرده بسوي عروسي خانه براه مي افتاد و اين اقلام را بعنوان هدية عروسي به خانوادة عروس يا داماد هديه ميكرد .

در مثل ميگفتند : بر روي الاغ ، تشك خيس بنداز و خانم را سوارش كن و به عروسي ببر .

يعني اينكه خانم ها آنقدر به عروسي علاقه دارند كه به سلامتي خودشان علاقه ندارند و حتي حاضرند روي تشك خيس و مرطوب سوار شوند ، به شرطي كه براي عروسي رفتن باشد .

ساقدوش

دونفر از جوانان فاميل و يا دوستان داماد را بعنوان ساقدوش انتخاب ميكردند .

اين دونفر از زمان تعيين شدن براي اين پست كه به اين راحتي هم نصيب كسي نمي شد تمام كارهاي داماد را انجام ميدادند و او را از ابتداي عروسي تا شب زفاف يك لحظه تنها نمي گذاشتند .

زمان ختم مأموريت ساقدوشها لحظه اي بود كه داماد به اتاق زفاف وارد مي شد .

اجرت ساقدوشها هم يك جفت جوراب و يك شالگردن دستباف و يا يك جفت دستكش و جوراب دستباف بود كه بوسيلة مادر داماد اهدا مي شد  .

ساقدوشها كساني بودند كه عنقريب تشكيل خانواده ميدادند و چند ماه يا مدتي بعد قرار بود ازدواج بكنند و به نوعي ميشود قبول كرد كه با قرار گرفتن در اين پست ، در واقع طرح كاد و جدي ترين دورة آموزشي خود را طي ميكرده اند .

ساقدوشها هميشه در دو طرف داماد قرار ميگرفتند و در تمام مراسم او را همراهي ميكردند بويژه شبها ، با گرفتن يك چراغ طوري در دست هريك ، داماد را در بخش هاي مختلف مراسم همراهي ميكردند .

حمام عروسي (توي حا ما مه )

عصر روز دوم عروسي عده اي از بستگان داماد جمع مي شدند و با ذكر صلوات و گردآمدن جمعيت در حاليكه دو نفر ساقدوش هركدام يك چراغ طوري بر روي دست گرفته بودند ، داماد را به سمت حمام عمومي هدايت ميكردند . در حين حمام رفتن و برگشتن داماد گروه نوازندگان كه به سازوندالار معروفند با ساز و دهل جمعيت را همراهي ميكنند .

در بين راه خانه تا حمام ، بستگان و دوستان داماد بر سر راه او شربت و شيريني آورده و در منقل هاي كوچكي اسفند دود ميكردند و در حاليكه بوسيلة ذكر صلوات دستجمعي و اشعار كشفت دجا به جماله ، بلغ العلي به كماله ، حسنت جميع خصاله ، صلو عليه و آله ، داماد را دعا كرده و با او مصافحه و ديده بوسي ميكردند ، مبلغي پول بعنوان خلعت به داماد ميدادند.

حمام را قبلاً قرق كرده بودند و در مدتي كه داماد به حمام مي آمد ، كسي حق آمد و شد به حمام را نداشت و در ازاي اين خدمت ، آقا داماد خلعت مناسبي به حمامي ميداد .

كاري كه داماد در حمام انجام ميداد صرفاً زدن انگشت كوچك دست راست به آب يك لگن بود و جنبة صوري و نمايشي داشت تا به اين ترتيب در مسير راه حمام اولاً مردم و رهگذران از جريان عروسي او باخبر شوند و ثانياً به كوري چشم رقيب و دشمن ، داماد جولاني دركوچه ها داده و مقداري هم خلعت از بستگانش جمع آوري نمايد .

البته توجه داريم كه اين جريان خلعت يك داد و ستد بين اقوام است كه از قديم تاكنون جاري و ساري بوده است و بيش از هرچيز براي كمك و ياري رساندن اقتصادي به كسي است كه در حال سپري كردن روزهاي پرخرجي است .

حناي پنهاني (گيزلين حنا)

شب اول عروسي تعدادي از نزديكان داماد و جوانان خيلي نزديك به او به همراه اعضاي خانواده ، مقداري حنا برداشته و به منزل عروس مي برند و در آنجا دست و پاي عروس را حنا مي گيرند و چون اين مراسم از سايرين پنهان نگاه داشته مي شود و كسي به شكل عمومي به اين مراسم دعوت نمي شود ، آنرا حناي پنهاني ( گيزلين حنا ) مي گويند .

لباس بران(پالتار بيچمك)

اين مراسم هم بخشي از كارهاي عروسي است ودر اين مراسم كه در بعد از ظهر روز اول عروسي با حضور خانم هاي فاميل عروس و داماد و در منزل عروس انجام ميشود .

بستگان داماد تمام وسايلي را كه براي عروس خريده اند از انواع لباسها و كفش و لوازم آرايش و غيره را به نمايش عمومي زنان مي گذارند و بستگان عروس هم وسايل و لباسهايي را كه براي داماد تهيه كرده اند به نمايش مي گذارند و ضمن پذيرايي از مهمانان به شادي و پايكوبي مي پردازند .

غير از رقص هاي يك يا دو نفره يا دسته جمعي زنانه ، يك نوعي رقص دسته جمعي زنانه هم بنام چرپه بود كه در آن خانم ها دست همديگر را گرفته و چرپي مي رقصيدند .

لي لوم لي لوم ، هم نوعي رقص نرم و زيباي زنانه بود كه متاسفانه در حال حاضر ديگر اثري از آنها باقي نمانده است .

حنابندان ( جمع حنا)

شب دوم عروسي در خانة داماد مهماني شام برگزار ميشود و فاميل و بستگان داماد در اين مجلس حضور پيدا ميكنند .

زنها و دخترها با سليقة خوب خود تعدادي سيني و مجمعه آماده ميكنند كه درون آن ظرفي حناي آب كرده كه بنحو زيبايي آراسته شده ، چراغ و شمع و شيريني و ميوه و لوازمي كه قرار است در روز عقد در سفره عقد گذاشته شود ، چيده و در زمان حركت آنها را بر سر دختران جوان فاميل ميگذارند و بهمراه داماد و ساقدوشهايش با طمأنينه و آرامش ، بطرف منزل خانوادة عروس حركت ميكنند .

معمولاً مراسم حنابندان به ساعات آخر شب كشيده مي شود تا هر دو خانواده به مهمانان خودشان شام داده باشند . وقتي به خانة عروس ميرسند ابتدا سيني هاي تحف و هدايا بداخل برده شده و سپس مهمانان داخل مي شوند و مردان در اتاق جداگانه اي مي نشينند . بعد از مدتي كه سيني ها در اتاق بزرگ محل استقرار خانم ها چيده شده و مورد بازديد مهمانان كه همگي خانم ها هستند قرار گرفت ، داماد و ساقدوش ها را بداخل آن اتاق دعوت مي كنند .

در تمام اين مدت در هر دو اتاق مراسم رقص و آواز و دست زدن برقرار است .

 با داخل شدن داماد به آن اتاق صداي سوت و دست زدن به آسمان مي رسد و خواهر ها و بستگان داماد در مقابل او برقص در مي آيند . داماد و ساقدوش ها به كنار يكي از ديوارهاي اتاق هدايت شده و آنجا سرپا مي ايستند تا رقص افراد فاميل تمام شود و سپس يك نفر كاسة حنا را بدست گرفته و نزد داماد مي برد .

يك نفر از بزرگان فاميل مقداري حنا به كف دست داماد مي گذارد و بر روي آن يك سكة پول مي گذارد .

در اين مرحله داماد بايد همچنان كه پشت به ديوار دارد ، به سمت بالا جهيده و كف دست حنايي اش را بديوار بالاي سرش بكوبد به نحوي كه آن سكة پول هم با حنا بديوار چسبيده و همانجا بماند .

 پس از او نوبت به عروس ميرسد كه به كنار داماد آمده و همان مراسم را تكرار مي كند .

 قبلاً به عروس گوشزد كرده اند كه علامت پنجه هاي عروس بر ديوار نبايد بالاتر از علامت داماد قرار گيرد و او نيز همينكار را مي كند .

با پايان يافتن علامت گذاري با پنجه هاي حنا بر ديوار اتاق حنا بندان ، عروس به كنار ساقدوشهاي خود و داماد نيز به كنار ساقدوشهاي خود مي روند و سپس از همان حنا به جوانهاي مجلس تعارف مي كنند و آنها نيز در صورت تمايل دستهاي خود را بآن آغشته مي كنند تا هرچه زودتر بخت و اقبالشان باز شود .

غنيمت گرفتن از خانة عروس

در شبي كه بستگان داماد براي حنا بندان به منزل عروس مي آيند ، سعي ميكنند هر كس يك شي ء يا وسيله اي مثل استكان ، كارد ، چنگال يا هر چيز متعلق به خانوادة عروس را بلند كرده و با خود ببرند .

اين كار كه شباهت به غنيمت گرفتن در جريان يك تهاجم را دارد ،  شايد يادآور خاطرات همان ايام غارت و غنيمت هم باشد ، خيلي مطلوب دل خانوادة عروس نيست و به همين سبب هم در تمام گوشه كنار خانه افرادي را به نگهباني مي گمارند تا مراقب باشند كه اگر استكاني چاي به مهمان و بستگان داماد دادند ، استكان خالي آنرا تحويل بگيرند تا مبادا آنرا در جيبشان بگذارند و غنيمتي ببرند كه شايد موجب سرشكستگي باشد .

اگر احياناً چيزي باين ترتيب به غنيمت گرفته شود ، روز بعد آنرا با نوار قرمز روبان پيچي كرده و مانند يك كادو به منزل پدر عروس فرستاده مي شود و اگرچه آنها مجبورند مبلغي باج براي پس گرفتن آن وسيله به آورنده بدهند ولي از اين غفلت خود و نگهبانانشان در شب حنابندان احساس سرافكندگي و ابراز شرمندگي مي نمايند .

تحفه آوردن (تويمه گتيرماق )

خانوادة عروس سيني هاي بزرگ استيل و مسي را از همسايه ها قرض نموده و در يك اتاق بزرگ روي زمين گذاشته و انواع وسايل و لوازمي كه قرار است همراه عروس كنند توي اين سيني ها چيده و به نحو زيبايي مي آرايند .

 

يك سيني حاوي آينه و قرآن و يك كله قند كادوپيچ از كاغذ براق و در يك سيني بقچه اي حاوي انواع لباسهايي كه براي داماد خريده اند ، شامل كت و شلوار و جليقه وپيراهن و كفش و جوراب و كيف پولي كه بعنوان تبرك مبلغي پول هم درونش گذاشته اند .

در يك سيني انواع ميوه و شيريني و شكلات گذاشته و اين مواد خوراكي در مجلس آراستن داماد به عموم تماشاچيان تعارف و از آنها با اين ميوه ها و شيريني ها پذيرايي ميشود .

يك سيني پر از سيب قرمز رنگ محصول وفس  و ساير وسايل از قبيل لوازم مختلف زندگي از ريز و درشت ، از انواع ظرف و ظروف و لوازم حمام و دوخت و دوز و غيره را درون سيني هاي متعددي چيده و پس از آماده شدن تمام سيني ها ، آنها را به ترتيب بر سر دختران فاميل مي گذارند و رديف قرار گيري اين سيني ها و رديف راه رفتن

/ 0 نظر / 176 بازدید