قاپ بازی

عاششوق ( قاپ ) <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در پاي گاو و گوسفند استخواني به شكل تقريباً منظم كه تقريباً شبيه تاس و شش وجهي است وجود دارد كه معمولاً پس از خوردن كله پاچه در مي آمد ، كه به آن در زبان فارسي قاپ و در تركي عاششوق گفته ميشود  . قاپ پاي گاو را كه خيلي بزرگتر بود سققه مي گفتند و آنهم در بعضي بازيها كاربرد داشت .

 پدرم چون كمي مؤمن و متدين بود ، بلافاصله آنرا از سر سفره برداشته وگم و گور ميكرد و اجازه نميداد ما با آن بازي كنيم ، ولي ديگران آنرا جمع كرده و زمان رنگ آميزي خامه هاي قاليبافي ، به رنگهاي مختلفي با سليقه رنگ آميزي ميكردند .

 اين قاپ هاي رنگ شده اسباب بازي پسرانه در روستا بود و در كوچه ها به هرطرف كه ميرفتيم تعدادي بچه مشغول قاپ بازي بودند .

يك يا دو و حتي در مواردي با سه قاپ بازي ميكردند و در همين رابطه در سالهاي پيش از انقلاب ، يك فيلم سينمايي بنام سه قاپ ساخته شده بود .

چگونگي بازي به اين شكل بود كه افراد دور دايره اي نشسته و يك نفر قاپ را در دستش ميگرفت و با دو انگشت آنرا به بالا پرتاب ميكرد .

قبل از پرتاب قاپ بايد ديگر بازيكنان مقدار سرمايه اي را كه به داو گذاشته اند تعيين و اعلام ميكردند .

وقتي قاپ بر زمين مي نشست ، چگونگي نشستن آن و وجهي كه بر روي زمين قرار گرفته و يا رو به آسمان بود تعيين كنندة برنده و بازندة بازي بود .

دربازي قاپ اصطلاحات زيادي وجود داشت كه من هرگز نه اصطلاحات و نه بازي با قاپ را ياد نگرفتم و آنرا هم مديون پدرم هستم ولي دلم ميخواست آن بازي را بلد بودم .

بعضي از اين اصطلاحات عبارت از : توك ، جيك ، ماتوم ، ماك ،  آلچه ، طاحه  و ماتوم  بود كه مربوط به شكل قاپ و نحوة قرارگيري و نشستن آن بر روي زمين بود .

گاهي قاپها بگونه اي برروي زمين مي نشستند كه برنده و بازنده دچار شك و شبهه مي شدند و جالب است كه در موارد اختلاف بدنبال افراد متخصص و داوران مرضي الطرفين ميرفتند و آنها را به صحنة بازي مي آوردند و قاپهايي را كه در اين مدت بدون دست خوردگي برجاي خود منجمد شده اند را مورد داوري قرار ميدادند .

 مرحوم محمد ميرزا علي بهادري يكي از افراد متخصص و داور مرضي الطرفين در اين رشته بود ، و از داوري هاي آن مرحوم روايت مي كنند كه :

دو نفر كه مشغول بازي قمار با قاپ بودند در يك پرتاب ، پس از نشستن قاپها بر زمين در تفسير برد و باخت خود دچار شك و ترديد شدند و ضمن بر جا گذاشتن قاپ ها يك نفر را بدنبال مرحوم محمد براتعلي بعنوان داور مرضي الطرفين فرستادند .

وقتي كه مرحوم محمد براتعلي براي داوري آمد ، ابتدا افراد تماشاچي را از اطراف دايرة بازي دور كرد و سپس مثل داوران تشك كشتي چندين بار دو لا شد و به اطراف قاپها نگاه كرد و سپس رو به يكي ازبازيكنان كرد و گفت : دو تومن تو بده .

بعد رو به بازيكن ديگر هم كرد و گفت : دو تومن هم تو بده .

بعد از اينكه از هر طرف دو تومان گرفت و در جيب گذاشت ، قاپها را بهم زد و گفت : بازي را از اول شروع كنيد و قاپها را دوباره پرتاب كنيد .

سيزلر ساغ اولون

/ 0 نظر / 188 بازدید