سيزده بدر

روز سيزده بدر<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

روز سيزده بدر يکی از روزهايی است که از قديم الايام برای مردم مهم بوده است و ضمن اينکه مردم اين روز را دوست دارند ، از اين روز وحشت پنهانی در دل خود دارند و از اينکه اين روز را بدون حادثه و پيش آمدی پشت سر بگذارند ، خوشحال ميشوند .

در سالهای قديم مردم برای اين روز ارزش و احترام خاصی قائل بودند و آنرا که آخرين روز تعطيلات نوروزی بود ،گرامی می داشتند .

داما چيخماخ

برای سپری کردن اين روز که از قديم گمان نحسی آنرا ميبردند، از قبل آمادگی هايی داشتند و برای آنروز ناهار درست ميکردند و عده ای از بستگان را دعوت می کردند تا در کنار همديگرآنرا در پشت بام منازل صرف کنند .

برای حاضر شدن ، قبل از ظهر مردان اسباب و اثاثيه مورد نياز را به پشت بام منازل منتقل ميکردند و سماور را در پناه ديواری روشن کرده و شروع به صحبت و گفتگو با دوستان و مهمانان ميکردند .

خانم ها هم مشغول صحبت با همديگر و آماده کردن وسايل ناهار ميشدند . بچه ها هم در حياط يا همان پشت بام به بازی مشغول می شدند .

سيزده ناهاره

وقتی ناهار آماده می شد همگی بدور سفره جمع می شدند و دسته جمعی ناهار سيزده بدر را می خوردند و بعد از ناهار هم مشغول صرف شيرينی و چای و تنقلات می شدند . در اين فرصت خانم ها که از صبح مشغول آماده کردن لوازم ناهار بودند هم استراحت نموده و کمی به بچه ها می رسند ، تا بعد از ظهر در همان پشت بام استراحت می کردند .

چوله گيدماخ

وقتی بعد از ظهر می شد ، از بام بزير آمده و تمام وسايل را هم به خانه منتقل می کردند و سپس دسته جمعی به دشت و صحرا می رفتند . دشت و صحرا تا غروب روز سيزده بدر آزاد بود و هرکس بدون هرگونه مانع و رادعی می توانست در مزارع و باغات ديگران گردش و تفريح نمايد و حتی صاحب مزرعه هم مجاز به ممانعت از رفت و آمد مردم و گردش آنان در دشت و مزرعه نبود . اين آزادی در حدفاصل کشت پاييزه تا غروب سيزده بدر برقرار بود و از اول صبح روز چهاردهم نوروز دشتبان در دشت به گردش و نگهبانی می پرداخت و از رفت و آمد در مزارع مردم و لگدکوب شدن محصول جلو گيری می کرد .

در اين گردش صحرايی روز سيزده بدر افراد به دسته های مختلف سنی تقسيم می شدند و هرکس با هم سن و سالان خودش به گردش و تفريح می پرداخت .

پسرها با همديگر و دختران با همديگر دسته جمعی گردش می کردند .

قاچچاقان

ميله چاه قنوات وقتی ريزش می کرد به آن گنگ کريز می گفتند که به معنای چاه دهان گشاد بود و اگر اين ريزش بحدی بود که کاملا چاه را از استفاده ساقط می کرد به آن کورکريز می گفتند که به معنای چاه کور است .

چاه هايی که به اينترتيب خراب و کور می شدند به مرور زمان در اثر ريزش ديواره ها حالتی شبيه به قيف پيدا می کرد و در اين حال حتی بچه ها نيز براحتی می توانستند بدرون آن قيف رفت و آمد نمايند .

در راسته و رديف ميله چاههای قنات عليقلی بگ که در کناره ی غربی کميجان قرار گرفته بود يک چاه فرو ريخته و قيفی شکل وجود داشت که به آن قاچ چاقان می گفتند .

قاچ چاقان جايی بود که بعد ازظهر روز سيزده بدر جوانان و نوجوانان را بدور خود جلب می کرد و دختران و پسران جوان و نوجوان در دور آِن قيف طبيعی شروع به دويدن می کردند و در اين دور زدن و دويدن چنان سرعتی می گرفتند که به راحتی قادر به توقف نمی شدند .

اين کار دقيقاٌ شبيه به کاری بود که در حال حاضر موتور سواری در ديوار مرگ و مشابه آنست و در پارکها انجام می دهند .

پس از دهها دور دويدن و خسته شدن به کنار قيف آمده و به تماشای ديگران می پرداختند  اين مکان نيز از جمله جاهايی بود که جوانان با همديگر آشنا می شدند و همسر گزينی صورت می گرفت .

سبزه گره زدن (دوگون سالماخ)

سبزه های تازه وشنگ (يلميک ) و لاله های وحشی از زمين سر برآورده بود و حتی در مواردی مزارع شبدر و يونجه کاملاٌ سبز شده بودند .

بعضی از مردم ، خصوصاٌ زنان و دختران با خودشان سرکه و آبغوره و سکنجبين می آوردند و آن سبزی ها را چيده و پس از آغشته کردن با ترشی ها می خوردند .

دخترهای جوان دور از چشم بزرگترها در کنار همديگر به گره زدن ساقه  های نرم سبزه های وحشی می پرداختند و آرزو می کردند که سال ديگر در روزسيزده بدر در خانه شوهر باشند و بچه خودشان را به بغل بگيرند .

ريگ انداختن

مردمی که به دشت و صحرا رفته اند هرازگاهی دولا شده و چيزی را از روی زمين بر می دارند ، اينها شن و سنگ ريزه هايی هستند که بايد تعداد آ«ها به هفت عدد برسد ، وقتی زمان برگشتن از صحرا می شود ، آن سنگها را از روی دوش خود يکی از راست و ديگری از دوش چپ به سمت پشت سر پرتاب می کنند و نيت می کنند که با اين سنگريزه ها درد و بلا و مشکلات خود را به کوه صحرا و دشت و دمن می دهند و با خود به خانه نمی برند و به اين ترتيب روز سيزده را به خوشي و خرمي بدر ميكردند و سال جديدي را براي شروع كار و فعاليت مجدانه آغاز مي كردند .

سبزه انداختن

سبزه هايی را که بيست روز قبل از عيد گذاشته بودند و انواع مختلفی از قبيل گندم و جو و ماش و عدس و گاودانه و ديگر حبوبات بودند ، در روز سيزده بدر از منزل بيرون برده و به استخر يا جوی آب می سپردند و تا غروب آنروز بايد تمام سبزه ها از خانه ها بيرون برده شده باشد و موقع دور انداختن آن نيز نيت می کردند که تمام ناراحتی ها و درد و فراق و مشکلات را با اين سبزه از خود و خانواده ام دور می کنم .

تاب سواری ( كوففا مين ماخ)

در اين روز يکی از بازی ها و سرگرمی های جوانان و زنان و دختران نصب تاب بر درختان و تاب سواری است .

ولی در تمام مدت روز که بچه ها و نوجوانان و جوانان به گردش و بازی می پردازند ، بزرگترها با نگرانی چشم به حرکات آنان می دوزند و با سلام و صلوات و دعاهای زيرلبی درد و بلا و حوادث را از آنان دور می کنند .

نحسی از همگی بدور باد .

/ 2 نظر / 11 بازدید
milan

salam. dostane aziz lutfan in site ra negah va agar khoshetan amad be favorithaye khod ezafe konid..zemnan age momken bod be dostane khod niz etela dahid...merci... http://www.azady.de

مریم

همشهری لر گولاخ آسین مهرعليزاده نين وبلاگی گلدی. تزولون باخين نه خبردی.