شعر و آوازخواني

در جلسات شب نشيني بسته به سليقة حاضرين از قصه ها و شعر ها و يادگاري ها و خاطرات افراد مختلف تعريف ميكردند و گاهي نيز بنا به سليقة حاضرين از افرادي كه داراي استعداد شعرخواني و بش ديماخ بودند دعوت ميكردند .

بش ديماخ يعني پنج گفتن يا پنج خواني و احتمال دارد كه اشعاري كه خوانندگان و عاشق هاي محلي ميخواندند داراي پنج قطعه بوده كه باين نام معروف شده است .

پس از نوشتن اين جمله مراجعه اي داشتم به كتاب مرحوم شهريار و ديدم همانطور كه حدس زده بودم اشعار منظومة حيدربابا در واقع پنج پاره است و همين پنج پاره بودن باعث شده كه آنرا بش ديماخ بنامند .

آقايان مرحومان رفيع ملاصادق ، رمضان حسينعلي ، اسدالله جيران ، ذبيح الله بهادري كربلايي نقي جيران ، عاششوق تقي ( پدر مرحوم زهرة و كربلايي ليلان بيات ) از عاشق هاي كميجان بودند كه اشعار حماسي و مراثي را در ايام جشن و عيد و عزا ميخواندند و هيچيك هم سواد نداشتند و همة آن اشعار را از حفظ داشتند . 

ترانه را ترينگه مي گفتند و عده اي نيز در ترانه خواني و بش شهرت داشتند كه از جمله ميتوانم از بالا ذبيح قلعه اي ، مرحوم ابوالحسن گلابي ، ولي زاهدي ، احمد سبزعلي نام ببرم و از ميان افرادي كه به نقل داستانها و قصه ها شهرت داشتند از مرحوم كربلايي ليلان و آقاي محمود كميجاني ( چوبوخ ) ميتوان نام برد .

 من خودم در يك مجلس ديدو بازديد عيد نوروز در منزل حاج اكبرآقا تجلي ، حاضر و شاهد شعرخواني مرحوم رمضان حسينعلي بودم و آنمرحوم در آن مجلس اشعار پر معنا و نغز مناظرة زمين و آسمان را بدون ساز و آهنگ خواند ، كه در آن مناظره اين دو ( زمين و آسمان ) به دارايي ها و امكانات خود را يك يك شمرده و به آن  افتخار مي كنند .

عاشق ها و خوانندگان اگر وسيله و ساز يا دايره اي هم مينواختند ، ساز خود را بهمراه خود مي آوردند و با اشارة صاحبخانه شروع به نواختن ساز و خواندن اشعار مختلفي ميكردند .

در ميان اشعار آنان ، منظومه هاي كوراوغلي و اصلي و كرم از جايگاه ويژه اي برخوردار بودند ولي برخي به اشعار حماسي ديگري از قبيل رستم و سهراب و مراثي ائمه نيز توسل مي جستند .

در اين جلسات كتابخواني هم رواج زيادي داشت ، برخي از افراد باسواد كتابهاي خاصي مثل “ امير ارسلان نامدار “ و يا “ حسين كرد شبستري “ و “ حمزة صاحبقران “ و “ شاهنامه “ را براي حاضرين به زبان تركي ميخواندند .

اين نوع كتابخواني كار سختي بود ، چون اصل كتاب به زبان فارسي چاپ شده بود ولي خواننده با نگاه به روي صفحات كتاب ، آنرا بزبان تركي براي حضار روايت ميكرد .

برخي از افراد باسواد كه تعصب مذهبي داشتند در اين جلسات شب نشيني از كتابهاي منتهي الآمال و رساله هاي مجتهدين و ناسخ التواريخ و كتابهاي كيفركردار براي حاضران روايت ميكردند و همچنين اين افراد از شركت در جلسات ساز و آواز هم احتراز ميكردند .

 افراد بيسواد براي اين شب نشيني ها قصه ها و داستانهاي مختلفي از ديوان و پريان و پادشاهان و شاهزادگان و نبرد آنان با ديوان را تعريف ميكردند .

/ 0 نظر / 16 بازدید