گيزلن پاچ

گيزلن پاچ( قايم باشك )<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در فارسي آنرا چشم گذاشتن مي گويند و ساك ساك هم گفته ميشود ، بازيكنان بدو دسته تقسيم شده و دسته اي با پوشاندن چشم و شمارش به افراد دستة مقابل فرصت مخفي شدن ميدادند و پس از پايان مهلت براي پيدا كردن آنان افراد دسته اعزام ميشدند و چنانچه كسي را پيدا ميكردند با فرياد ديدم ، به دنبال نفر بعدي مي گشتند و اگر در اين ميان كسي يافته نشده و يا از غفلت نگهبانان استفاده كرده و خود را به مبداء ( مرره ) رسانده و در آنجا به مبداء تف ميكرد و ميگفت : تف بر مبداء ( تو مرري يه ) ، در اين صورت گروه پنهان شده برنده بودند و گروه اول دوباره بايد چشم مي گذاشتند و در غير اينحالت اگر تمام افراد دسته كشف و شناسايي شده بودند ، جاي دو دسته عوض مي شد .

زنگ زنگ

اين بازي را در زبان فارسي لي لي بازي ميگويند ولي كيفيت بازي در كميجان به اين نحو بود كه ، افراد بدو دسته مساوي تقسيم شده و با پشك انداختن و يا تر و خشك كردن ، دستة مياني و دستة مهاجم تعيين مي شد .

با خط كشيدن بر روي زمين يك ميدان ترسيم كرده و سپس گروه مياندار وارد ميدان شده و بازي با وارد شدن اولين مهاجم از گروه مقابل بدرون زمين شروع مي شد .

به اينترتيب كه بازيكن مهاجم يك پاي خود را از زانو تا كرده و درحاليكه برروي يك پاي خود مي جهيد و راه ميرفت وارد زمين شده و به تعقيب افرادي كه با دوپا به اطراف فرار ميكردند بپردازد .

 اين بازيكن مهاجم به هر كس از ياران طرف مقابل مي رسيد دستش را دراز كرده و به هر كجاي بدن و يا لباس او برخورد ميكرد او از دور خارج مي شد و به اين شكل بايد تمام بازيكنان مياندار را از دور خارج ميكردند تا خود بتوانند به عنوان مياندار به وسط زمين وارد شوند .

شرط و محدوديت اساسي اين بازي يكپا بودن آنست و بازيكن اگر در حال تعقيب افراد پايش به زمين برخورد ميكرد ، سوخته بود و بايد نفر بعدي وارد شده و به ميانداران حمله ميكرد .

هفت سنگ

داشتن توك لي توپ ( توپ پشم دار تنيس ) شرط اساسي و مبناي اين بازي بود .

در روزگاران قديم ، ظروف حمل و نقل و نگهداري آب شرب كوزه هايي از جنس سفالي بود و قطعات سفال هاي شكسته به وفور در كوچه ها يافت مي شد .

هفت عدد تكه سفال شكسته را جمع كرده و كنار ديوار روي همديگر مي چيديم .

 افراد گروه به دو دستة مساوي تقسيم شده و يك دسته مياندار و يك دسته مهاجم مي شدند كه نوبت آنرا هم با تروخشك تعيين ميكردند .

سپس يكي از افراد گروه مياندار به وسط ميدان رفته و تكه هاي سفال را در كنار ديواري روي هم چيده و خود نيز بنحوي در كنار ديوار سرپا مي ايستاد كه سفالهاي چيده شده بين دوپايش قرار بگيرد و در اين حال گروه مهاجم يك نفر به يك نفر در فاصلة هفت قدمي و رودرروي او ايستاده و توپ تنيس را با ملايمت به سمت سفالها پرتاب ميكردند .

وقتي توپ به سفالها ميخورد و آنها را بهم مي ريخت ، گروه مهاجم در اطراف پخش شده و گروه مياندار توپ را از زمين برداشته و از راه دور با آن به پشت افراد مهاجم مي زدند . هركس كه با توپ ضربه ميخورد سوخته بود و از بازي موقتاً خارج مي شد و افراد مهاجم سعي ميكردند خود را به قلعه يا مبداء رسانده و سفالها را بر روي هم بچينند ولي هر بار كارشان با برگشتن يار طرف مقابل با توپ در دست ، نيمه كاره رها و مجبور به فرارمي شد .

 چنانچه قبل از اينكه تمام افراد مهاجم با توپ ضربه خورده و نشاندار شوند ، قادر به چيدن تمام هفت عدد سفال بر روي هم مي شدند برندة بازي اعلام و جايشان با ميانداران عوض مي شد .

قوز قوز (گردوبازي)

اين بازي مخصوص روزهاي آفتابي فصل زمستان و اواخر پاييز بود كه مردم اولاً گردوهاي خود را چيده باشند و ثانياً كاري نداشته و بيكار باشند . در اين بازي سن افراد مطرح نبود ولي هركس ترجيحاً با افراد همسن و سال خود بازي ميكرد . در اين بازي هريك از شركت كندگان تعدادي گردو با خود داشتند و در يك سطح شيبدار زمين گردو هاي خود را به نوبت قل ميدادند و در برخورد با گردوي رقيب برندة بازي مي شدند .

در قهوه خانه ها هم اين بازي باب بود و گاهي آنجا با تكمله جوت ( تاق و جفت كردن ) مقدار معيني گردو به بازي مي پرداختند . مثلاً دو مشت گردو روي ميز مي ريختند و هر يك از شركت كنندگان بايد در مورد تاق و جفت بودن تعداد آن حدسي بزند و پس از شمارش معلوم مي شد كه چه كسي برنده و چه كسي بازنده شده است .

 تورووم

نوعي بازي با ورق را مي گفتند و درآن پس از اينكه بازيكنان هر يك مبلغ مساوي پول در وسط مي ريختند ، در حاليكه بين افراد ورق توزيع مي شد ، هرگاه يكي از بازيگران به عدد مشخصي كه قبلاً تعيين شده بود مي رسيد اعلام تورووم ميكرد و برندة بازي بود .

/ 0 نظر / 19 بازدید