سيماغ

سيماغ( سنگ داغ) <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بندرت پيش مي آمد كه كسي گوسفندش در گله گم شده باشد ، و من هرگز اين حالت را بياد ندارم ، زيرا كه چوپان غريبه نبود و كار و نانش به همين كار و امنيت گوسفندان بستگي داشت .

هرگز نديده و نشنيده بوديم كه احياناً چوپان گوسفندي را براي استفاده از گوشتش بكشد ، شايد چون گوسفندان هرشب به آغل هاي شخصي و منازل روستا برميگشت ، هيچ وقت ضرورتي پيش نمي آمد .

بهرحال غذاي چوپانان عموماً منحصر به تكه هايي از نان خشك بود كه از خانه هاي صاحبان گوسفند و بز به او داده مي شد ، وقت ناهار كه ميشد ، چوپانان گله را در سايه سار درختان در كنار چشمه هاي محمود بولاغي و قيرج و قوجوق گرد كرده و استراحت ميدادند.

با استفاده از خار و خاشاك و بوته ها و هيزم هاي صحرايي ،آتشي را بر افروخته و تعدادي سنگ صاف و تميز و سياهرنگ را درون آتش مي انداختند تا بمرور داغ شود و همزمان به دوشيدن گوسفندان مي پرداختند .

وقتي كاسة بزرگ مسي مخصوص پر از شير تازة گوسفندان و بزها مي شد ، كاسه را به كنار آتش آورده و با انبري كه در توبره داشتند سنگ داغ را از آتش بر داشته و پس از فوت كردن و گرد گيري ، سنگ داغ و سرخ شده را درون كاسة پر از شير مي انداختند .

داغي سنگ چنان غليان و جوششي در شير ايجاد ميكرد كه آنرا بلافاصله گرم و داغ و قابل خوردن مي نمود و چون در اثر حرارت ناگهاني سنگهاي داغ مقداري از آب شير هم تبخير شده بود ، شير گرم از حالت طبيعي هم غليظ تر مي شد سيماغ ( سنگ داغ ) مي گفتند .

 پس از اين مرحله نوبت خرد كردن نانهاي خشك مي رسيد كه آنها را درون سفرة پارچه اي كه از صبح به كمر بسته بود گذاشته و با يك قلوه سنگ بزرگ ضربات ملايمي بر آن وارد ميكرد و نان خشك را به تكه هاي كوچكي تقسيم كرده و بداخل سيماغ مي ريخته و آنرا با قاشق هم مي زدند و تريد حاصله را كه بسيار خوشمزه و بياد ماندني بود مي خوردند .

سيزلر ساغ اولون

/ 1 نظر / 21 بازدید
محمد عارف

جناب کمیجانی سلام من از خواندن بخشی از اداب کمیجان خرسند شدم .وحدود دو سال است که در مورد انجا تحقیق میکنم.البته فقط در موردایین های نمایشی سنتی انجا کار میکنم.من از مدرسین دانشگاه هستم وبه سفارش فرهنگ وارشاد استان مرکزی این طرح را شروع کرده ام. انتظار دارم چنانچه در مورد ایین های نمایشی بومی کمیجان و کلیه مناطق تابعه ان مطالب یا کتب یا عکس یا هر منبعی که تلاش مرا کم نقص کند در اختیار داشته باشید ارایه بفرمایید تا به یاری حضرت احدیت اثری مانا وشایسته تقدیم نمایم. تاکنون هم 46 ایین نمایشی بومی گرداوری وثبت کرده ام که /98 از کل کار میباشد.منتظر تماس شما هستم با تشکر محمد عارف